رفتی  از دنیای  خـــــاموشم  صدایت  را  گرفتند

غصه های  کهنه  برگشتند  و  جایت را  گرفتند

در کجای جاده ی  شب  راه تو از من  جدا شد

در کجای قصه از من دست هــایت را  گرفتند

گرچه شاید روز دیدار تو در تقویم من نیست

با نگاهت تا شب جان دادنم   همراه من باش

من که برگی در شب پایان پاییزم غریبــــــم

لااقل تا لـــــحظه ی افتادنم همراه  من باش

 

 بی تو میدانم که من میمانمو این جـــاده های بی رسیدن

 بی تو میدانم بی تو من میمانمو یک کهکشان تنهایی من

بی تو میدانم کــــه من میمانمو این جاده های بی رسیدن

بی تو میدانم بی تو من میمانمو یک کهکشان تنهــایی من

 

مثل یک آهوی زخمی در شبی برفی اسیرم

از کجـــــــای شام تاریکم سراغت را بگیرم

دست هایت را نگیر از من که در پایان راهم

یک نفس همراهیم کن من که میخواهم بمیرم

 

 

سعید میرزایی

میمانمو ,میدانم منبع

مشخصات

تبلیغات

آخرین ارسال ها

آخرین جستجو ها

تولید محتوا و سئو سایت تاک مارکتینگ طراحی لوگو یک لقمه مهربانی آل سینگ تک سرویس فروشگاه انگشتر مردانه و پیرسینگ بدلیجات و دستبند مردانه funny